مرتضى مطهرى

441

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

يك اندازهء معين دارد : در حدى كه اين قوّه براى آن قرار داده شده ( البته اينها با اصل غائيّت هم ارتباط دارد ) . اين قوّه قرار داده شده براى اينكه انسان از خودش دفاع كند . اگر به آن حدى از خمود و جمود برسد كه حس دفاع از انسان گرفته شود ، اين بد است و اگر آنقدر طغيان كند كه به انسان حالت تهاجم بدهد ، آن هم بد است . مىگويند اگر مجموع قوا و استعدادهاى انسان در حد معينى پرورش پيدا كند - نه كمتر و نه بيشتر - انسان از نظر روحى و معنوى داراى نوعى زيبايى مىشود كه آن را « زيبايى عقلى » مىگويند و طبعاً جاذبه‌اى دارد و ديگران به او علاقه‌مند مىشوند و عقل هركسى زيبايى معنوى او را درك مىكند . پس اخلاق برمىگردد به توازن . ريشهء اخلاق عدل است ، عدل به معنى توازن . اينكه مىگويند عدالت يا عدل ريشهء اخلاق است ، مقصودشان توازن است . اخلاق يعنى حالت موازنه ميان مجموع استعدادهاى انسانى . ممكن است شما بگوييد مقياس براى تعادل قوا چيست ؟ مدعى هستند كه مقياسش هم در درون خود انسان گذاشته شده است . البته مدعى هستند ؛ چون آنها به اصل غائيت معتقدند كه اين حرف را مىزنند . مىگويند اگر ما توجه داشته باشيم كه هر قوّه‌اى در ما براى يك هدف معين نهاده شده است ، اگر هدفش را بشناسيم ، موازنه را هم به دست مىآوريم . مثلًا بايد بدانيم كه هدف غريزهء جنسى كه در ما هست چيست ؟ هدف را كه بشناسيم ، مىتوانيم حد اين غريزه را تعيين و تحديد كنيم . يا فلان غريزهء ديگر كه در ما هست ، براى چيست ؟ چون به اصل غائيت معتقد هستند كه اينها براى يك غايتى آفريده شده است ، مىگويند غايت را كه مىشود به دست آورد . غايت را كه به دست بياوريم ، حد را مىتوانيم به دست بياوريم . حد را كه به دست آورديم ، افراط و تفريط را به دست مىآوريم ؛ از آن حد بيشتر شد مىگوييم افراط ، كمتر شد مىگوييم تفريط . اين هم يك نظريه كه اخلاق به موازنه و تعادل قوا باز مىگردد . بررسى حال كه اين نظريات را دانستيم ، مىتوانيم مسئلهء « نسبيت اخلاق » را طرح كنيم . بنا بر نظريهء كسانى كه مىگويند معيار اخلاق نفع رساندن به غير است و بس و هيچ معيار ديگرى در كار نيست ، مسئلهء نسبيت اخلاق تا حد زيادى تثبيت مىشود ؛